تبلیغات
کلبه بصیرت - تزویر بدترین افت دین
 
درباره وبلاگ


هدف از ایجاد این وبلاگ افزایش اگاهی از جنگ نرم و مبارزه با تهاجم فرهنگی میباشد
یاعلی
چشم منو امر ولی جان منو سید علی

مدیر وبلاگ : امین
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما نتیجه مزاکرات چگونه خواهد شد؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کلبه بصیرت
جانم فدای سیدعلی
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 17 دی 1393 :: نویسنده : امین
                                  بسم الله الرحمن الرحیم                        کالبدشکافی تزویر
دکتر محسن کدیور که این روزها استاد میهمان دانشگاه ویرجینیاست، در سالروز شهادت امام جعفرصادق (ع)ـ‌‌ رئیس مذهب جعفری‌ـ به دعوت جمعی از ایرانیان مقیم واشنگتن در پتوماک مریلند تحت عنوان «کالبدشکافی تزویر شرعی» سخنرانی کرد. آنچه می‌خوانید تحریر لب این سخنرانی است

                
                                                                     
                                                      برای توضیح بیشتر به ادامه مطلب بروید                                       تزویر شعبی دارد. مهم‌ترین شعبه آن دروغ است. دروغ در همه ادیان مذموم و ناپسند است. از یک جامعه دینی انتظار بیشتری می‌رود که صداقت را رعایت کند و از کذب و دروغ و خلاف واقع به دور باشد. اما متاسفانه به نظر می‌رسد ما (ایرانیان، مسلمانان و شیعیان) در مقایسه با دیگران نه‌تنها راستگوتر نیستیم، بلکه چه بسا گفته شود که سوگوارانه ما بیشتر دروغ می‌گوییم. فراوان می‌شنویم که این دروغگویی هم در روابط شخصی، هم در روابط خرد و کلان اجتماعی قابل لمس است. هم در خانواده و جامعه کم و بیش به هم دروغ می‌گوییم و دروغ تحویل می‌گیریم، هم در منظومه دولت- ملت فراوان دروغ می‌شنویم. از آمارهای خلاف واقع اقتصادی که گاهی منجر به کناره‌گیری چند وزیر شده اما همچنان از بلندگوهای رسمی بر آنها اصرار می‌شود، تا دروغگویی یک وزیر در جریان مدرک دانشگاهیش در زمان رأی اعتماد از مجلس، یا اظهارنظرهای خلاف واقع برخی مقامات قضایی که علی‌القاعده باید دادستان عموم باشند و بالاخره از ادعاهای بلندپایه‌ترین مقامات سیاسی که از شنیدن آنها، یک لحظه از خود می‌پرسیم که نکند شهروند سوئیس بوده‌ایم و خودمان خبر نداشته‌ایم، از قماش اینکه ایران آزادترین کشور دنیاست. نه در اقتصاد و بازارمان اصل بر صحت و صداقت است، نه در اداره و سیاست‌مان.
                                                       

                                                                              
چه بسا گفته می‌شود که مسئله از دروغ موردی گذشته، انگار ما در این حوزه هم مثل بسیاری حوزه‌های منفی دیگر از بسیاری جوامع سبقت گرفته و به تولید انبوه دروغ دسته یافته باشیم. عادت کرده‌ایم در روزنامه‌ها و رادیو و تلویزیون خلاف واقع بشنویم. دروغ گفتن و شنیدن برای‌مان عادی شده است. انگار قبح دروغ در جامعه بسیار بی‌فروغ شده، و خدای نکرده دروغ حرام و گناه کبیره نیست، و دروغگو چندان دشمن خدا نیست. آنکه بسیار دروغ می‌گوید، کاذب نیست، کذاب است، صیغه مبالغه کذب. به زبان دیگر گفته می‌شود از مرحله ابتدایی دروغ اتفاقی و موردی به مرحله پیشرفته «دروغ نهادینه» تنزل یافته‌ایم. جامعه دروغگو جامعه‌ای سالم نیست، بیمار است. و اگر در سیستمی دروغ نهادینه شده باشد، یعنی بیماری اخلاقی به میزان بحران و فاجعه رسیده است.
تشخیص بیماری و هشدار بحران اخلاقی در این جامعه با توجه به ادعاهای کلان و گزاف برخی از ارباب قدرت و شریعت ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند. از قبیل نسخه‌پیچی مدیریت برای تمام جوامع بشری، هنر نزد ایرانیان است و بس، ما تنها فرقه ناجیه‌ایم و دیگران همه اهل نارند. به راستی جامعه‌ای که در اولی‌ترین اصل اخلاق اینگونه بی‌ضابطه و عقب‌افتاده است، چگونه چنین ادعاهایی می‌کند؟ نکند جهل مرکب بر ما مستولی شده است و از قباحت عقلی و حرمت شرعی دروغ بی‌اطلاعیم یا برای دروغ‌های‌مان توجیه شرعی دست و پا کرده‌ایم؟ و اصولا این دروغ‌های متعدد و مکرر و فراوان اصولا حرام و قبیح که نیست، هیچ، بلکه واجب و لازم است؟


      http://g5line.com/wp-content/uploads/2014/01/namaze-riaee.jpg
در کتیبه‌های دوره هخامنشی داریوش شاهنشاه ایران‌زمین از خداوند طلبیده است که سرزمینش را از خشکسالی و دروغ حفظ کند. دروغ در این سرزمین قدمت تاریخی دارد. و کمبود آب از عوامل استبداد شرقی شمرده شده است. به نظر می‌رسد ریشه‌ای‌ترین علت شیوع دروغ در سطح کلان «استبداد» است. حکام استبدادی به مردم دروغ می‌گفته‌اند و با حربه زور و تهدید همگان را به دروغگویی وادار می‌کنند. اگر واقعیت‌ها به مردم گفته شود و بتوان آزادانه از حکومت انتقاد کرد، نیازی به تملق و ریا و ظاهرسازی و دروغ نخواهد بود. استبداد بر دروغ استوار است و به ترویج دروغ به حیات خود ادامه می‌دهد. استبداد تنها در سطح کلان باقی نمی‌ماند، بلکه به درونی‌ترین لایه‌های جامعه یعنی مناسبات فردی و خانوادگی نیز سرایت می‌کند.
اگر زمانی فقیه بزرگ قرن دهم شهید ثانی از رواج غیبت در جامعه اسلامی برآشفته بود و با نگارش رساله ارزشمند «کشف الریبه عن احکام الغیبه» همگان را بیم داده بود که غیبت نه تنها واجب و مستحب و مباح و مکروه نیست، بلکه حرام و گناه و قبیح از سنخ خوردن گوشت برادر مرده است، و برخی توجیهات نسنجیده به ظاهرشرعی نیز رافع این حرمت نیست؛ اکنون نیز زمان آن رسیده است که عالمان بصیر و پیروان محمد امین (ع) و شاگردان صادق آل محمد (ص) با کذب و دروغ نیز معامله‌ای همانند غیبت کنند و بار دیگر برحرمت موکد دروغ پافشاری کنند و راه را بر سوءاستفاده از مسوغات و مجوزهای شرعی کذب مسدود نمایند.
اگر فقیهانی در کبیره بودن گناه دروغ تردید روا کرده باشند، و تنها دروغ به خدا و رسول (ص) را کبیره شمرده باشند، در اصل حرمت شرعی و گناه بودن و قبح عقلی دروغ هیچ تردیدی و اختلافی نیست. اگر قبح دروغ اقتضائی باشد و نه ذاتی (از قبیل قبح ظلم که در هیچ شرایطی حَسَن نمی‌شود) و لذا دروغ مصلحت‌آمیز از قبیل آنچه در اصلاح ذات البین یا در ضرورت و اضطرار و اکراه گفته می‌شود، مجاز و فاقد حرمت و گاهی حَسَن و واجب شمرده شده باشد؛ اما و هزار اما دروغ مصلحت‌آمیز «استثناء» است و قبح عقلی و حرمت شرعی دروغ «قاعده». اگر استفاده وقت و بی‌وقت از این استثناها آنقدر زیاد شود که جای قاعده را بگیرد و قاعده اخلاقی عملا به استثنا تبدیل شود، یعنی اگر سیره یک جامعه بر دروغگویی نهاده شود و دروغ در میان مجتمعی نهادینه شود و مردم عادتا دروغ بگویند، بدون هیچ تردیدی بر اساس همین فقه سنتی «کذابیت» حرمت قطعیه دارد و هیچ مسوغ و مجوز شرعی توان مقابله با آن را ندارد.
تبدیل شدن دروغ به عادت ثانوی، دور شدن جامعه از اصالت الصحه و نهادینه شدن دروغ در یک جامعه دینی از جمله محصول فقدان نگاه اخلاقی عالمان آن جامعه در استنباط و افتاء است. حرمت دروغ تنها در گرو مفسده موردی مترتب بر آن نیست، تا تنها به واسطه آن مفاسدِ موردی، دروغ حرام و ممنوع شود. بر اصل دروغگویی– فارغ از ترتب مفاسد موردی– یک مفسده دائمی مترتب است و آن بی‌اعتمادی به گوینده و اختلال نظم اجتماعی است. مختل شدن اعتماد و حسن ظن به دیگران که اساس یک جامعه اخلاقی است، بالاترین مفاسد است. اگر فقیهان به دروغ اخلاقی می‌نگریستند و زیان بی‌اعتمادی و سوءظن و اصالت عدم‌الصحه یعنی لوازم اجتناب‌ناپذیر طبع دروغ و بویژه دروغ به مثابه عادت را لحاظ می‌کردند، آنگاه فتوای حرمت دروغ مستحکم‌تر و قلمرو مسوغات کذب (دروغ‌های مجاز) بسیار محدودتر می‌شد.
این سخن قوی پیامبر اسلام (ص) که از دروغ بپرهیزید، حتی اگر در آن [به ظاهر] رهایی دیدید، [چرا که] در آن هلاکت [واقعی] است: (اجتنبو الکذب و ان رأیتم فیه النجاه، فإن فیه الهلکه)؛ و یا این کلام بلند امام علی(ع) در نهج البلاغه که ایمان یعنی مقدم داشتن صداقتی که به [ظاهر به] تو زیان می‌زند بر دروغگویی که [در ظاهر]به نفع تو می‌انجامد: (الایمان أن تؤثر الصدق حیث یضرک علی الکذب حیث ینفعک) ناظر به نگاهی اخلاقی به مسئله دروغ است، نفس دروغگویی هلاکت و قباحت و ضرر است نه لوازم سوء آن. از این سخنان قبح ذاتی دروغ (بیش از قبح اقتضایی آن) استشمام می‌شود. این نگاه کلان اخلاقی در بسیاری از فتاوای فقهی بحث دروغ جای خود را به نگرش خُرد غیر اخلاقی داده است. اگر امری به وهن اسلام و مذهب بینجامد، این عنوان ثانویه توان ساقط کردن آن امر موهون را خواهد داشت. ازدیاد رذیلت دروغگویی و کمیابی فضیلت صداقت در یک جامعه اسلامی بی‌شک وهن اسلام و شین مذهب است. و تمسک به برخی مجوزات کذب مبتنی بر برخی روایات تاب تحمل در مقابل این قاعده قوی را ندارد. اگر تمسک به کذب به بهانه اضطرار و یا با حربه توریه و تقیه عادت رایج مسلمان شده باشد، به نحوی که گفته شود به سخن اینان اعتمادی نیست، اینان مجازند خلاف ظاهر کلام‌شان اراده کرده باشند، و معلوم نیست آنچه شنیدی مقصود واقعی و مراد جدی آنان باشد، به وعده آنها اعتنایی نیست چراکه وفای به وعده در آئین آنها مستحب است نه واجب، و سیره قطعیه متشرعه بر خلف وعده است؛ به راستی آیا اگر این موارد وهن دین و مذهب نباشد، پس وهن دین و مذهب چیست و کجا به‌کار می‌آید؟ آیا وقت آن نرسیده که به احکام فقهی دروغ از منظر اخلاق بنگریم و «خلق عظیم» نبوی را سرلوحه استنباطات شرعی خود کنیم؟
هیچ‌کس بدون محاسبه منافع خود (ولو غلط) دروغ نمی‌گوید. مصلحت شخصی را لحاظ کردن، دفن مقصود اخلاقی شارع در حرمت دروغ است. برای منضبط و محدود کردن قاعده رایج «دروغ مصلحت‌آمیز» چاره‌ای جز تبیین دقیق «مصلحت نوعی» نداریم. بالاترین مصلحت‌ها، حفظ کیان و آبروی دین است نه نفع زودگذر مادی این و آن. هیچ ضرری عمیق‌تر از سلب اعتماد به دینداران نیست. هیچ وهنی زشت‌تر از انگ دروغگویی به متدینان نیست. مصلحت اخلاقی در «صداقت به مثابه عادت» الزامی است و عدول از این قاعده تنها در ضرورتی به تنگی اکل میته محدود است نه بیشتر.
اگر پنداشتیم مصلحت نظام از اوجب واجبات است و این مصلحت به حدی از قوت است که عندالتعارض حتی می‌تواند عباداتی از قبیل نماز و روزه و حج را مادام المصلحه تعطیل کند، در این صورت آیا این مصلحت نظام نمی‌تواند اصول و قواعد اخلاقی را- که عملا در جوامع دینی به مراتب از عبادات ضعیف‌ترند– از قبیل صداقت مادام المصلحه تعطیل کند؟ یعنی اگر در مقطعی مصلحت نظام در کتمان واقع دیده شد و ابراز خلاف واقع وظیفه شرعی ماموران تشخیص داده شد، در این صورت ماموران شرعا در بیان کذب مجاز بلکه مکلف نیستند؟
زیان دروغ هر گوینده با رتبه و موقعیت او در جامعه و نظام و دین نسبت مستقیم دارد. هر که بامش بیش برفش بیشتر. اگر به دروغی اعتراض نشود، به‌ویژه اگر این دروغ‌ها به حوزه عمومی مرتبط باشد، سکوت ناظران شرعی جامعه در قبال تجری دروغگویان به معنای تقریر آن است. و می‌توان چنین استنتاج کرد که به مصلحت اقوایی در بیان خلاف واقع تمسک شده است. چنین توجیهات شرعی بر غافلان از اخلاق بعید نیست. آنچنان که خطا در تشخیص مصلحت بر انسان جایزالخطا امری عادی است. اگر اخلاق را بر فقه مقدم داشتیم، و به‌راستی باور کردیم که پیامبرمان برای تکمیل مکارم اخلاق مبعوث شده است و هدف غایی رسالتش استحکام بنیان‌های اخلاق بوده نه سیطره ظواهر شریعت، در این صورت اذعان خواهیم کرد که هیچ مصلحتی بالاتر از رعایت ضوابط اخلاقی متصور نیست و سلامت نظام سیاسی و مسوولان حکومت و احکام شرعی همگی با رعایت اصول اخلاقی از جمله صداقت تامین می‌شود. این قواعد اخلاقی است که بر تمامی عرصه‌های احکام و نظام و مسوولان ولایت دارد نه برعکس. در یک کلام رعایت اصول و ضوابط اخلاقی از اوجب واجبات است و هیچ مصلحتی اعم از مصلحت فرد یا مصلحت نظام توان درنوردیدن و زیر پا گذاشتن آن را ندارد.


                                                                                    نظر یادتون نره



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 شهریور 1397 11:17 ب.ظ
سایت خیلی خوب داری . . .
جمعه 17 شهریور 1396 03:42 ب.ظ
It is really a great and useful piece of info. I'm happy that you just shared this useful
info with us. Please stay us up to date like this. Thank you
for sharing.
جمعه 16 تیر 1396 03:06 ق.ظ
Hello my loved one! I wish to say that this article is awesome, great
written and include approximately all significant infos.

I would like to peer extra posts like this.
سه شنبه 2 خرداد 1396 08:23 ب.ظ
Hi there, just became aware of your blog through Google, and
found that it is truly informative. I'm going to watch out
for brussels. I will be grateful if you continue this in future.
Many people will be benefited from your writing. Cheers!
شنبه 2 اردیبهشت 1396 05:39 ق.ظ
Howdy! This is my first comment here so I just wanted
to give a quick shout out and tell you I genuinely enjoy reading your posts.
Can you suggest any other blogs/websites/forums that cover the same subjects?

Thanks!
جمعه 5 تیر 1394 01:20 ب.ظ
سلام کمک های بشر دوستانه دست ساخته خشونتهاست. پس اجازه دهید ایران یک کار به تمام معنی‌ انقلابی را انجام داده و پرچمی‌ را بالا ببرد که بیان کننده این است "همه در خانه خود بمانید و در کار بقیه دخالت نکنید".
چهارشنبه 17 دی 1393 01:01 ب.ظ
سلام مطالب خوبی داری اگه دوست داری وبلاگ رو تبلیغ کنی به وب من بیا و لینک وبلاگتو ثبت کن تا رتبت بره بالا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب